خرید بک لینک
میدونی...کار دنیا همینه دیگه، بعضی تلخیاش بدجور شیرینه..مثه دل آشوبه ی روزِ آخر، به وقت شش خردادِ هزار و سیصد ونود وششظاهرم آروم و خشک.... ولیدلم آشوب بود....آروم از یک تا هزار و دو شمردمتاتموم شد....بین شمارش ها زیر چشمی نگات میکردمبرعکس دفعه های قبل که من خیلی داغون بودم و تو لبت همش لبخند مغرورانه ای داشت، جوری کهانگار شکستن و له کردنِ قلبِ کسی که دیوانه وار میخوادِت یه پیروزیِ بزرگبود واست!!! امروز بدجور به همریخته بود چهره ی ماهتدستات و توی هم قفل کرده بودی و بهم هم فشارشون میدادی ومدام پاهات و تکون میدادی وچشمت به گوشی بودشایدم منتظر بودی زودتر تموم شه ......به هزار و دو که رسید، آقای نسبتاً مُسنی که پشت میز بود گفت: « خانوم تشریف بیارید،حاج اقا پشتِ خطِ»گلوم و صاف کردم....الو......... بله........و تمام شد،،،، گوشی و گذاشتم رو میز و بدون منتظر بودن وشنیدن حرفی&n

برچسب: نویسنده: دانیال نیکنام تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:52

سلامدوساله که پیش معصوم گلفروشی کار میکنماز وضعیت راضیم کمر دردم عود کرده و حال دلمم سعی میکنم که خوب باشهامروز سیزده بدر بودبیشتر از یکساله که کرونا هست و تمامی مردم حالشون بدهخدا خودش یه نگاهی بما کنهنهم عقد نرگس و میلاد بود بلاخره یه کار مثبت انجام شد و دو تا از دوستامو بهم معرفی کردم و کمتر از دوماه ازدواج کردندچند تا خواستگار داشتم قبل عید که همه شون بدرد نخور بودن و ردشون کردماینرپزا با دیدن سریال سرمو گرم میکنم امیدوارم روزگار خیلی بهتر از این بشه برای همه❤️❤️❤️❤️❤️❤️ 

برچسب: نویسنده: دانیال نیکنام تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:52

صفحه بندی